قصه تافی ببر کوچولو و باد مهربون
قصه تافی ببر کوچولو و باد مهربون: تافی، ببر کوچولویی بود که داشت بین شاخ و برگ درخت‌ها بازی می‌کرد. این‌ور می‌دوید، اون‌ور می‌دوید و از روی این درخت به اون درخت دنبال شاپرک‌ها می‌کرد. یکهو یک باد تند آمد و درخت‌ها را تکان داد. تافی محکم شاخه یک...
قصه گربه ی تنها
در باغی زیبا و بزرگ، یک گربه پشمالوی تنها زندگی می کرد که همیشه با حسرت به گنجشکهایی که روی درخت با هم بازی می کردند نگاه می کرد. یکبار سعی کرد به پرندگان نزدیک شود و با آنها بازی کند ولی پرنده ها پرواز کردند و رفتند. پیش خودش...
قصه شب "لبخند چوبی": دخترک برگشت. آدم‌برفی از دیدن دخترک خیلی خوشحال شد. اما هنوز از حرف‌ های گنجشک و کلاغ غمگین بود. به دخترک گفت:"وقتی تو غصه‌ دار هستی قارقار می‌ کنی یاجیک جیک؟ " دخترک خندید و گفت:"هیچ کدام. وقتی خیلی غمگینم، وقتی خیلی غصه دارم گریه می‌ کنم....
قصه "یک حیاط بزرگ با دو خانه کوچک"
قصه شب "یک حیاط بزرگ با دو خانه کوچک": یکی بود، یکی نبود. زیر گنبد کبود، سرزمین سبز و قشنگی بود. در گوشه ای از این سرزمین زیبا، دو قارچ بزرگ روییده بود که زیر هر کدام خانه ی تمیز و کوچکی بود. در یکی از این خانه ها...
قصه نی نی تنبل
قصه نی نی تنبل: نی نی و مامان می خواستن با هم برن خونه ی مامان بزرگ. مامان، نی نی رو بغل کرده بود ولی نی نی دوست داشت خودش راه بره. نی نی اشاره می کرد به زمین و غر می زد. مامان نی نی رو روی زمین...
قصه بزغاله خجالتی

قصه بزغاله خجالتی

توی یه گله بز ، یه بزغاله خجالتی بود که خیلی آروم و سر به زیر بود . وقتی همه بزغاله ها بازی و سر و صدا راه می انداختند اون فقط یه گوشه می ایستاد و نگاه می کرد. وقتی گله بزغاله ها به یه برکه ی آب می...
شعرهای کودکانه عید نوروز و هفت سین
عید نوروز از جشن های بزرگ ایرانیان است که کودکان همیشه برای فرا رسیدن این عید بزرگ لحظه شماری می کنند؛ در این مطلب، مجموعه ای زیبا از شعرهای کودکانه عید نوروز را در اختیار شما عزیزان قرار می دهیم که امیدواریم از خواندن این اشعار زیبا و کودکانه...
قصه "یک روز طوفانی"
قصه "یک روز طوفانی": در یک جنگل بزرگ، جنگلبان پیری با همسرش زندگی می کرد. آنها خانه کوچک و تمیزی داشتند. یک روز باد شدیدی شروع به وزیدن کرد. صدای باد در تمام جنگل پیچید. جنگلبان پیر از خانه بیرون آمد. می خواست ببیند در انبار را بسته است یا...
شعر چپ چپ راست راست ؛ آموزش چپ و راست به کودکان
شعر چپ چپ راست راست : شعر خواندن یک روش برای آموزش چپ و راست به کودکان هست که مهارت شناخت راست و چپ عموما تا شش سالگی باید به کودک یاد داده شود. آموزش مفهوم چپ و راست برای کودکان با دست راست و چپ راحت تر خواهد...
قصه کودکانه ابرها چگونه باران میشوند؟
قصه کودکانه ابرها چگونه باران میشوند؟: یکی بود یکی نبود ابر کوچولو، خیلی ناراحت بود. رفت پیش مامان ابر. مامان ابر گفت: چی شده پسرم ؟ باز با ابرهای دیگر دعوایت شده؟ ابر کوچولو گفت: نه! با باد دعوایم شده است. مامان ابر گفت چیشده مگه؟ ابر کوچولو با ناراحتی گفت:...