شعر اعداد ، آموزش اعداد فارسی به کودکان
شعر اعداد یک گل سرخ تو گلدون رو میزِ توی ایوون یک گل داریم یک گلدون یک پسر مهربون   دو چشم دو گوش دوتا پا دو تا دندون زیبا دو دست بالای بالا دعا برای بابا سه گربه نازنازی دارن میرن به بازی سه کاموا و سه گربه سه سیب سرخ گنده ۴ تا پرنده بودن بی آب و دونه بودن یه بچه آبشون...
شعر چپ چپ راست راست ؛ آموزش چپ و راست به کودکان
شعر چپ چپ راست راست : شعر خواندن یک روش برای آموزش چپ و راست به کودکان هست که مهارت شناخت راست و چپ عموما تا شش سالگی باید به کودک یاد داده شود. آموزش مفهوم چپ و راست برای کودکان با دست راست و چپ راحت تر خواهد...
امروز سه تا شعر کودکانه برای پدر آورده ایم که امیدواریم برای بابا های مهربان بخونید و همیشه قدردانشان باشید. شعر کودکانه برای پدر می رسد به گوش من یک صدای آشنا زنگ آشنای در می زند مرا صدا شادمانه می کشم چفت را ز پشت در شاد و مهربان پدر ایستاده پشت در می کنم...
قصه خوابیدن شیر کوچولو
یکی بود یکی نبود، غیر از خدای خوب و مهربون، هیشکی نبود. زیر گنبود کبود، یه شیر کوچولو بود. شیر کوچولو خیلی خسته شده بود ولی هر کاری می کرد نمی تونست بخوابه. به خاطر همین رفت پیش دوستش فیل کوچولو و گفت: - سلام فیل کوچولو. - سلام شیر کوچولو. - من...
شعر چهار فصل ؛ آموزش چهار فصل به کودکان
مامانا و مربیان عزیز براتون شعر چهار فصل رو آماده کردیم تا برای دلبندتون بخونید. آموزش فصلهای سال به کودکان به روش شعر میتونه برای بچه ها لذت بخش باشه:   من می دونم که هرسال چهارتافصل داره اول اون چهارتا فصل خوب بهاره بهار میاد با شادی سبزه و گل میاره رو شاخه ی درختا برگ تازه...
شعرهای کوتاه کودکانه برای روز مادر
بهترین شعرهای کوتاه کودکانه برای روز مادر را در این مطلب گرد آوری کرده ایم. آنها را باهم تمرین کنید و برای تبریک روز مادر استفاده کنید. همچنین شعر مادربزرگ قصه گو را حفظ کنید و در این روز برای مادربزرگ های مهربانتان بخوانید. شعرهای کوتاه کودکانه برای روز مادر شعر کودکانه "مامان...
شعرهای کودکانه درباره دروغگویی و راستگویی
شعرهای کودکانه درباره دروغگویی و راستگویی را در این مطلب برای بچه ها بخوانید و به آنها فواید صداقت داشتن را بیاموزید. کودکان با شعر و قصه این مفاهیم را بهتر می آموزند. شعر راستگویی آی بچه ها راست بگید هر چی خدا خواست بگید راست بگید میرید بالا اون بالاهـا پیش خـــــــدا گفته خدای...
قصه آهو کوچولوی اسرافکار
قصه آهو کوچولوی اسرافکار: یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود توی یک جنگل سبز چند تا آهو با بچه هایشان زندگی می کردند. هر وقت که آهو خانم برای بچه هایش غذا تهیه می کرد و می آورد که بین آنها تقسیم کند یکی...
قصه "دختر کوچولو"
قصه دختر کوچولو: یک روز دختری به جنگل رفت. او رفت و رفت تا به یک فیل رسید. فیل از او پرسید: " تو کی هستی؟" دختر جواب داد: " من یک دخترم." فیل گفت: " تو یک دختری؟ اما به نظر من خیلی خیلی کوچیکی!" دختر گفت:" باشد....
شعر هندوانه شب یلدا
شعر هندوانه شب یلدا کی می‎دونه چی هستم؟ قرمزه رنگ گوشتم سبزه صورت و پوستم *** وقتی که یلدا میاد اون شب زیبا میاد با تزیین لباسم خیلی خنک و شیرین تو این شب طولانی با آجیل و شیرینی با لباس راه راهم مهمون سفره هایم *** واسه فصل تشنگی منم منم بهترین شیرینم و دلپذیر *** مفیدم و بی‎نظیر برای کلیه‎ها ، مثانه و روده‎ها برای معده‎هاتون، کوچولوهای مهربون *** وقتی‎که...