قصه ببعی چاق و چله

قصه ببعی چاق و چله

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود . توی یک دهکده کوچک یک ببعی کوچولوی چاق و چله با چند تا گوسفند کوچولو با یک چوپان مهربان زندگی می کردند. بین...
شعر چهار فصل ؛ آموزش چهار فصل به کودکان

شعر چهار فصل ؛ آموزش چهار فصل به کودکان

مامانا و مربیان عزیز براتون شعر چهار فصل رو آماده کردیم تا برای دلبندتون بخونید. آموزش فصلهای سال به کودکان به روش شعر میتونه برای بچه ها لذت بخش باشه:   من می دونم که هرسال چهارتافصل...
لالایی کودکانه، لالایی مهتاب

لالایی کودکانه ، لالایی مهتاب

خواندن لالایی کودکانه برای بچه ها هم برای پدر و مادرها هم برای کوچولو ها بسیار آرامش بخش است. در این مطلب یک لالایی زیبای کودکانه گذاشتیم که امیدوارم لذت ببرید و شب پر آرامشی داشته...
قصه بامزه قورقوری پرحرف

قصه بامزه قورقوری پرحرف

قصه بامزه قورقوری پرحرف :خونه خاله قورباغه مهمون اومده بود. یه مهمون قورباغه ای. قوری قوری دختر صاحبخانه که خیلی پرحرف و پر قور بود پیش مهمان آمد و چایی آورد سلام کرد. مهمان از قوری...
قصه كفش های سوت سوتی رامين كوچولو

قصه کفش های سوت سوتی رامین کوچولو

مامان و باباش خوشحال بودند که بچه شان بزرگ شده و می تواند روی پاهای خودش بایستد. یک روز بابای رامین کفش های سوت سوتی کوچولو که عکس خرگوش روی آنها بود و طوری...
شعر آموزش حیوانات به کودکان

شعر آموزش حیوانات به کودکان

پدرو مادرا عزیز برای آموزش حیوانات به کودک و آموزش اسم حیوانات برای کودکان میتونید از شعر و قصه استفاده کنید براتون یه شعر زیبا قرار دادیم میتونید با ریتم برای کوچولوهاتون بخونید. شعر آموزش حیوانات به...
قصه کودکانه خرگوش دم دراز

قصه کودکانه خرگوش دم دراز

در روزگاران  قدیم یک  خرگوش دم دراز در جنگل زندگی می کرد که دم دراز و گوش های کوچکی داشت؛ یعنی همه ی خرگوش ها این شکلی بودند. اما این خرگوش با یک روباه حیله...
قصه کی از همه قوی تره؟

قصه کی از همه قوی تره ؟

یک روز صبح موش موشک از مادرش پرسید: مادر کی از همه قوی تره ؟ مادرش خندید و گفت: هر کس به اندازه خودش قویه. موش موشک فکر کرد که مادرش شوخی می کند، با...
قصه کودکانه ابرها چگونه باران میشوند؟

قصه کودکانه ابرها چگونه باران میشوند؟

قصه کودکانه ابرها چگونه باران میشوند؟: یکی بود یکی نبود ابر کوچولو، خیلی ناراحت بود. رفت پیش مامان ابر. مامان ابر گفت: چی شده پسرم ؟ باز با ابرهای دیگر دعوایت شده؟ ابر کوچولو...
داستان کودکانه ملخک بی ادب

قصه کودکانه ملخک بی ادب

یکی بود یکی نبود ملخک بی ادب قصه ما  سر به سر خانم قد قدا می گذاشت و دانه جوجه ها را می برد و می خورد قد قدا می ترسید که جوجه هایش...

به شبکه های اجتماعی ما بپیوندید

11,761دنبال کنندهدنبال کردن
53دنبال کنندهدنبال کردن

نوشته های اخیر

بیشتر از اینها بخوانید!