قصه “مارکوس دیگر چه!؟”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره تصمیم گرفتن قصه شب "مارکوس دیگر چه!؟": روزی مارکوس به پدر و مادرش گفت: " من یک پرنده می...

قصه “اژدهای سیاه و هواپیما”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره نترسیدن قصه شب اژدهای سیاه و هواپیما: پسر کوچولویی با مادرش سوار هواپیما شده بود. او به همراه مادرش...

قصه “تخم پرنده”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره دوست داشتن قصه شب "تخم پرنده": تخمی به سپیدی برف توی مزرعه‌ ای افتاده بود. هیچ کس نمی‌ دانست...

قصه “باغ تد”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره نا امیدی قصه شب "باغ تد": عمو قورباغه در باغش بود که قورباغه جوانی به نام تد قدم‌ زنان...

قصه علی کوچولو و ترس از سلمانی

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره ترسیدن از سلمانی علی کوچولو داشت توی حیاط دنبال توپش می دوید. صدای مادرش را از توی اتاق شنید:...

قصه “قهر و آشتی”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره قهر و آشتی قصه قهر و آشتی: شب بود. همه جا تاریک بود. زری در رختخوابش دراز کشیده بود...

قصه توپ تیغ تیغی

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره دفاع کردن موکی، میمون کوچولویی بود. توی جنگل راه می رفت که چشمش به یک توپ عجیب افتاد. یک...

قصه “دختر کوچولو”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره مقایسه کردن قصه دختر کوچولو: یک روز دختری به جنگل رفت. او رفت و رفت تا به یک فیل...

قصه “تعجب خرگوش کوچولو”

قصه ای کودکانه و آموزنده درباره مهربان بودن قصه تعجب خرگوش کوچولو: در یک روز بسیار سرد، خرگوش کوچولوی توپولی احساس سرما کرد و تمام...

قصه “عنکبوت و جاروی دم دراز”

قصه ای کودکانه و اموزنده درباره امید داشتن قصه شب "عنکبوت و جاروی دم دراز": یکی بود، یکی نبود. یک عنکبوت تپل مپل بود که...
اگه میخوای عید 1400 هی “حوصلم سررفته!” نشنوی
کیدزی بازی رو نصب کن!