قصه شب “خانه ای برای گربه”: دخترکی پشت میز نشسته بود و نقاشی می کرد. ناگهان گربه خط و خال داری پیش او آمد و به تماشای دخترک مشغول شد، بعد با کنجکاوی پرسید:”تو مشغول چه کاری هستی؟”

دخترک گفت:”من برای تو خانه می کشم . ببین این شیروانی خانه توست و این هم دودکش است که روی شیروانی دیده می شود و این هم در خانه است…”
گربه پرسید:”من در این خانه چه کار می کنم؟”
دخترک گفت:”اجاق روشن می کنی و آش می پزی.”

قصه "خانه ای برای گربه"
قصه “خانه ای برای گربه”

اینم بخون، جالبه! قصه “موش صحرایی”

بعد دخترک دودی را که از دودکش بیرون می آمد نقاشی کرد. و بعد رو به گربه کرد و گفت:”بیا، این هم پنجره… یک، دو، سه، چهار…” و چهار تا پنجره برای خانه کشید…
گربه کمی اخم کرد و گفت:”پس من کجا گردش کنم؟”

دخترک نرده ای به دور خانه کشید و گفت:”اینجا حیاط خانه است و تو آنجا می توانی گردش کنی.”
گربه غرغری کرد و گفت:”این چه حیاطی است، توی این حیاط هیچی نیست!”

دخترگ گفت:”صبر کن … بیا این باغچه که تویش گل کاشته اند و این هم درخت سیبی که سیب ها از شاخه هایش آویزان هستند. اینجا هم باغ است و در آن کلم و هویج سبز می شود…”
گربه اخمی کرد و گفت:”کلم و هویج!… پس من کجا ماهی بگیرم!”
دخترک حوضی کشید و توی حوض چند ماهی نقاشی کرد و گفت:”اینجا…”

گربه کنجکاو پرسید:”این خوبه… اما بگو ببینم در این حیاط پرنده هم خواهد بود؟ من پرنده ها را خیلی دوست دارم!”
دخترک خندید و گفت:”پرنده هم خواهد بود بله! بیا این مرغ و این هم خروس و این هم غاز و این هم سه تا جوجه …”
گربه لب و لوچه اش را لیسید و فر و فری کرد و آهسته پرسید:”خوب …. موش هم در این خانه خواهد بود؟”
دخترک گفت:”نه، موش در اینجا نخواهد بود!”

گربه اخمی کرد و پرسید:”پس از خانه چه کسی مواظبت می کند؟”
دخترک لانه سگی را کشید و کنار آن یک سگ نقاشی کرد و گفت:”این سگ مواظب خانه خواهد بود…”
گربه چنان ترسید که دمش تکان خورد و حتی موهایش مثل سوزن راست شدند و گفت:”من از این خانه ای که تو برایم کشیده ای خوشم نمی آید… من نمی خواهم در این خانه زندگی کنم!” و بعد مثل اینکه کسی او را رنجانده باشد از پیش دخترک رفت.

نویسنده: ولادیمیرسوته یف
برگرفته از کتاب “قصه هایی برای خواب کودکان”

اینم بخون، جالبه! قصه “چهار شمع سیمون”

پاسخ دهید

نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید