خانواده آقای سورچی

خانواده سورچی

سوتی

پدر خانواده

آقا سوتی یه مرد مهربونه ۴۱ ساله است
درآمد متوسطی داره و دوست داره کلی کارهای خوب و جالب انجام بده ولی همش اشتباه می کنه
اون همش سوتی میده!
یه کارمند ساده است اما فکر می کنه تو همه کاری سر رشته داره!
سوتی همسرش رو خیلی دوست داره و همش نگران دخترشه

سوری

مادر خانواده

خانم سوری همسر آقا سوتی یه خانم خیلی جدیه که همه کارها و مسئولیت های خونه و بچه ها با اونه
اون همش نگران عقب موندن بچه هاش از بچه های فامیله
سوری خانم دوست داره همیشه یه ظاهر خیلی آراسته و مرتب داشته باشه

سورمه

دختر خانواده

سرمه یه دخترنوجون ۱۴ ساله است که خیلی خوشگل و با مزه است.
یه کمی تودار و آب زیرکاست و زیرزیرکی کلی شیطونی می کنه اما همه اشتباهاتشو میندازه گردن داداش کوچیکش

سرمه یه عالمه دوست داره که باهاشون خیلی صمیمیه و دوست داره همش باهاشون بره گردش و خوش گذرونی اون یه دختر خیلی ولخرجه که به مامانش رفته

سرمه مامان و باباشو خیلی دوست داره اما فکر می کنه داداش کوچولوش اضافیه

سورچه

پسر خانواده

سورچه یه پسربچه ۶ ساله خیلی شیطون و بازیگوشه
اون خیلی مهربونه اما همش داره یه آتیشی می سوزونه
نمی تونی یه دقیقه تنهاش بذاری.

یه سره داره با خواهرش دعوا می کنه
نمی تونه یه جا بشینه

اگه تا الان بلایی سرش نیومده از خوش شانسیش بوده

سودابه

مادربزرگ خانواده

70 سالشه قبراق و سره حاله. چند سالی میشه شوهرش رو از دست داده.و به شدت عاشق نوه هاشه

گاهی بی حوصله میشه اما همیشه تو یه جیباش برگه آجیل و زردآلو داره. برای بچه ها قصه میگه و گاهی اونارو نصیحت میکنه.

اوضاع مالیش خوبه ؛ اما خرج نمی کنه

هوش و حواسش سره جاشه اما وقتی میخواد یکی رو صدا کنه اسم ده نفرو میگه تا یکیش اون اسمی باشه که باهاش کار داره.

عامل اصلی چاقی خونواده موندن بیشتر از یک روز پیش مادر بزرگه پیش شونه، چون غذاهاش رو تو بهترین رستورانا دنیا هم نمیتونی پیدا کنی از بس خوشمزس 

به قول بی بی سودابه ؛ دل وقتی مهربونه، شادی میاد تو خونه

در تقویم رسمی ایرانیان باستان شب یلدا به عنوان بلندترین و شب امتحان کوتاه‌ترین شب سال معرفی شده است!

زمان امتحانات شده و سورچه و سرمه باز یاد همه غصه هاشون افتادن!
سورچه خیلی درس خوندن دوست داره! ولی اینقدر استرس درس هاش رو داره که همه کتاب هاش رو بیست بار خونده، با اینحال همش فکر می کنه هیچی بلد نیست و نشسته یه گوشه ی خونه غصه اش گرفته.. از طرفی سرمه که اصلا از درس خوندن بیزاره، عین خیالش هم نیست که شب های امتحان شده، نشسته تو اتاقش همه کتاب ها رو ریخته جلوش ولی یواشکی مامان سوری داره فیلم آخر اصغر فرهادی رو می بینه!
سرمه شب های امتحان فقط از یه چیزی ناراحت میشه، اونم اینه که استرس داره نکنه مامان بیاد بفهمه که درس نمی خونه!

اما سورچه با کلی غصه اومد تو اتاق سرمه که ببینه خواهرش چطوری داره درس می خونه
سرمه که قیافه نگران داداش کوچولوش رو دید ناراحت شد و بهش گفت:
اصن شب امتحان باید غذاهای سالم و خوشمزه بخوری برای همین برو به مامان بگو برات یه خورش قیمه درست کنه!
با خیال راحت هم بخوابی
صبح هم قشنگ یه صبحونه خوشمزه بخوری و با خیال راحت تر بری سر امتحان!
وقتی هم که امتحانت رو خراب کردی بفهمی اصن امتحان مهم نیست که
مهم اینه که ببینی از تو این کتاب ها چی یاد گرفتی

خانم سوری و آقا سوتی مثل تام و جری اند.
همیشه دعوا میکنن ولی هیچوقت از هم جدا نمیشن!
جالب‌تر اینکه اصلا نمیدونن دعوا سر چیه گاهی فقط میخوان دعوا کنن!
سوری دیگه از اخلاقای بدِ سوتی خسته شده!
مثل اینکه قرار بوده برن مشهد مسافرت.
سوتی دیشب رفته تو اتاق سرمه که بلیط بخره. به سرمه گفت واسمون اینترنتی بلیط بخر، میخوایم با هواپیما ببرمتون مشهد زیارت؛ دلم گرفته. گور بابای مال دنیا.
سرمه گفت بابا بلیط هواپیما 2 برابر شده ها!
سوتی تا اینو شنید گفت السلام علیک یا شمس الشموس، ما همه مون غریبیم آقا!
سوتی: آخیش دلم باز شد. و تمام!
فردا سوری خانوم دید هیچ خبری از مسافرت نیست و دوباره یه دعوای جدی راه افتاد!

اما سوری خانم ایندفعه در کمال ناباوری خیلی سعی کرد تو دعوا حواسش باشه، جلوی سرمه که تو خونه است یه جور منطقی دعوا کنند و به یه نتیجه درستی
برسند
نتیجه ی این بحثو دعوا ها نهایتا این شد که همه خانواده رفتنی شدند. قرار شد بچه ها رو با اتوبوس ببرن مشهد و یه دلی از عزا در بیارند.

بچه ها به هر نوع نشانه از عصبانیت و به هر مورد تهدید آمیزی حساس هستند.
پس اگر والدین نشانه هایی از عصبانیت و یا فریاد زدن را بر روی چهره خود داشته باشند و یا اگر ترس یکی از والدین بر روی چهره او قابل تشخیص باشد، منجر به تضعیف امنیت احساسی در کودک خواهد شد.
اما دعوا می تواند سازنده هم باشد.
همان طور که یک سری از پدرو مادرها نحوه حل کردن اختلافات بدون متوسل شدن به خشم و دشمنی را نمی دانند، برخی از پدرو مادرها نیز تصور می کنند هر گونه اختلافی می تواند برای بچه ها بد باشد؛
اما باید بدانیم اختلاف نظرها بخشی از کل زندگی است.

خانواده سورچی امشب مثل تمام خانواده های ایران عزیزمون
شب یلدا ؛کنار هم بودنشون رو جشن میگیرن
ماهم از طرف #سرسره به خانواده سورچی و شما یلدارو تبریک میگیم
بیاین تا در بلندترین فرصت شبانه از هزار رنگی پاییز
به یکرنگی زمستان برسیم.

خانواده آقای سورچی
a