زایمان تفاوت زیادی با معجزه ندارد. مگر رشد یک سلول کوچک در یک فضای بسته و تبدیل شدن آن به یک انسان زنده و کامل معجزه نیست؟ پس تعجبی ندارد که مادران در سراسر دنیا برای این تلاش و کوشش مورد قدردانی قرار می گیرند. جنبه ی دیگری از معجزات مادر شدن ، رابطه ی میان مادر و فرزند است. این مطلب را تا انتها بخوانید. قطعا متعجب خواهید شد…

تقریبا همه می دانند که بند ناف سبب اتصال جنین درون رحم به بدن مادر می شود. و با این که این اتصال درست در لحظه ی تولد قطع می شود، اما رابطه ی مادر و فرزند روز به روز قوی تر می شود. و این عشق و محبت می تواند کوه ها را جابجا کند. گاهی اوقات این ارتباط عمیق از محدوده ی استدلال های علمی هم فراتر می رود. احتمالا به همین دلیل است که آن را معجزات مادر شدن می نامند.

معجزات مادر شدن و بارداری
معجزات مادر شدن و بارداری

یکی از عجیب ترین معجزات مادر شدن در ایالت Kerala اتفاق افتاد. در شهر Kottayam، بتینا با خانواده ی کوچکش- یعنی همسرش آنوپ و یک فرزند ۶ ساله( اولین فرزند او)- زندگی می کرد. این موضوع که او به تازگی سه ماهه ی اول بارداری اش را پشت سر گذاشته بود سبب یک حالت سرخوشی خاصی در او شده بود. تمام ۲۸ سال گذشته ی زندگی اش سرشار از شادمانی بود. تا این که یک روز بتینا با یک تصادف هولناک به خودش آسیب زد. با این که همسر و فرزندش سالم ماندند اما او را در اثر بیهوشی و مشکلات تنفس به سرعت به بیمارستان منتقل کردند. او دچار یک آسیب مغزی شده بود و به همین دلیل او را به بخش ICU منتقل کردند و دستگاه های تنفسی به او وصل کردند. متأسفانه او به کما رفت.

وقتی پزشکان متوجه شدند که او باردار است نگران شدند چون داروهای مورد نیاز برای نجات بتینا نسبتا قوی هستند. این یعنی جنین او در خطر شدید سقط یا نقص در هنگام تولد بود. به هرحال باید تصمیمی گرفته می شد. زنده ماندن بتینا یک امر اساسی بود و پزشکان با توجه به این موضوع اقدامات خود را پیش گرفتند. بتینا تا دو ماه به کمک دستگاه نفس می کشید و به طور منظم تحت مراقبت بود. اما چیزی که بیشتر از همه پزشکان را شگفت زده کرد این بود که داروها و درمان های قوی و شدیدی که روی بتینا انجام شد تأثیری بر رشد جنین نگذاشته بود.

معجزات خداوند در مورد بچه دار شدن
معجزات خداوند در مورد بچه دار شدن

پزشکان به شدت از این موضوع خوشحال بودند و تصمیم گرفتند تا سلامت جنین را هم در نظر بگیرند. بتینا دائما با غذاهای مایع تغذیه می شد تا مواد مغذی مورد نیاز جنین تأمین شود. به همین صورت جنین ۳۷ هفته را در رحم مادر پشت سر گذاشت و این در حالی بود که مادر همچنان در کما به سر می برد. در این لحظه پزشکان به این نتیجه رسیدند که زمان تولد کودک فرا رسیده است. آن ها پیش از عمل جراحی مشاوره های متعددی با متخصصان این حوزه انجام دادند. در نهایت در ۱۴ ژوئن پزشکان برای به دنیا آوردن این پسر کوچولو دست به عمل سزارین زدند.

صبر کنید! این داستان شگفت انگیز هنوز به پایان نرسیده. لحظه ای که نوزاد شروع به گریه کرد، بتینا از کما بیرون آمد! پزشکانی که تمام این مدت سعی کرده بودند تا بتینا را نجات بدهند همگی خشکشان زده بود. با در آغوش گرفتن نوزاد توسط مادرش، پزشکان هم بی نهایت خوشحال بودند. یکی از پزشکان تیم معالج بتینا دکتر ویوک، رئیس دپارتمان اورژانس و مراقبت های ویژه بود. او بسیار خوشحال بود زیرا وضعیت بتینا پس از شروع شیر دادن از نظر عصب شناسی بسیار بهتر شده بود.

بتینا و آنوپ نام پسر خود را الوین گذاشتند. او در نهایت پس از ۱۰ روز و رسیدن به یک وضعیت ثابت، از بیمارستان مرخص شد. این موضوع دلیل دیگری بر رابطه ی شگفت انگیز میان مادر و کودک است. همچنین نشان می دهد وقتی یک گروه متخصص از پزشکان بدون ناامید شدن تلاش کنند حتما به هدفشان می رسند. همانطور که یکی از آن ها گفت، لحظه ی به دنیا آمدن الوین، امضای خداوند بود!

پاسخ دهید

نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید