در ماه بهمن و دهه فجر علاوه بر اجرای سرود و دیگر برنامه های متنوع دهه فجر در مدارس و مهد کودک ها ، بازار نمایش ها و تئاتر های انقلابی هم در مدرسه ها داغ می شود و همواره نمایش هایی در رابطه با دهه فجر و روز بیست و دو بهمن اجرا می شود. در این مطلب هم متن یک نمایشنامه دهه فجر آمده است که برای اجرا در مدارس می توانید از آن استفاده کنید و با بچه ها تمرین و اجرا کنید.

نمایشنامه دهه فجر

راوی : می خواهیم نمایشی را اجرا کنیم که حکایت خیلی کوچکی از زمان انقلاب است. ،،،

راوی : کاخ مروارید ، بهمن ماه ۱۳۵۷

نوکر : اعلاء حضرت به سلامت باد ، قربان یکی از فرماندهان نظامی اجازهٔ ورود می خواهد.

شاه : بگو داخل شود.

فرمانده ی نظامی : درود بر اعلاء حضرت همایونی.

شاه : بگو ببینم مردک چه خبری داری؟

فرمانده ی نظامی: قربان شورش های مردمی روز به روز بیشتر می شود و سربازان ما هر چه بیشتر شورش ها را با آتش گلوله سرکوب می کنند، مردم شجاعانه تر از قبل قیام می کنند. قربان ظلم و ستم ، خون مردم را به جوش آورده و آن ها دیگر باکی از مرگ ندارند.

شاه : اینها را که گفتی ، همش به خاطر بی لیاغتی تو و اون سربازان پول پرست تو هست. شما باید خیلی جدّی عمل کنید، شما باید سردستهٔ شورشیان را شناسایی و دستگیر کنید و اگر جمعی از مردم باز قیام کردند آن ها را سرکوب کنید ، و نگذارید گروه های کوچک شورشیان ، به گروه های بزرگ تبدیل شوند تا شما به راحتی بتوانید با آن ها مقابله کنید. حالا برو و به کارهایی که گفتم درست عمل کن.

فرمانده ی نظامی : با اجازهٔ اعلاء حضرت. ،،،

شاه : نوکر ،،، آهای نوکر ، کدوم گوری هستی.

نوکر : اعلاء حضرت همایونی به سلامت باد، در خدمتگذاری حاضرم.

شاه : ازهاری را صدا کن، کارش دارم.

نوکر : ای بروی چشم و دماغم عالیجناب. ،،،،،

نوکر : قربان ازهاری اجازهٔ ورود می خواهد.

شاه : بگو داخل شود.

ازهاری : اعلاء حضرت همایونی به سلامت باد ، قربان با من کاری داشتید؟

شاه : دیشب که داشتم از جلسه بر می گشتم صداهایی بگوشم می رسید که بر علیه حکومت ما شعار می دادند ،، پس این نیروهای تو چه غلطی می کنند.

ازهاری : اعلاء حضرت آن صداهایی که شما می شنیدید صدای مردم نبوده ، بلکه صدای نوار بوده که در بلندگو پخش می شده ، شورش گران در شهر به وسیله ی نوار و بلندگو صدای تظاهرات را همه جا پخش می کنند و همینطور داخل جوبهای شهر رنگ قرمز می ریزند تا به مردم بگویند ، این خون انسان بی گناهی است که خواستار آزادگی هستند ، و مردم را بر علیه حکومت شما تحریک کنند. من این حرف ها را در تلویزیون هم گفته ام.

شاه : پس که اینطور. ،،،

راوی : در خیابانی نزدیک کاخ مروارید مردم تظاهرات کرده اند. ،،

مردم : ازهاری گوساله بازم می گی نواره ، نوار که پا نداره. (۲)

سربازان : به خانه هایتان بر گردید ،، متفرق شوید ، وگرنه شلیک می کنیم.

مردم : ما خواستار آزادی هستیم ، بگو مرگ بر شاه (۲) .

* در اینجا درگیری میان مردم و سربازان به وجود می آید.

راوی : شاه با شنیدن این شعارها خیلی عصبانی شد. ،،

شاه : این صداها دیگر چیست؟ ، ازهاری اینها چه می گویند؟

ازهاری : من جوابی ندارم اعلاء حضرت. ،،،،

شاه: تو مرخصی ،،،، مثل اینکه باید برای مدتی به سفر بروم تا این سر و صداها بخوابد و بعد از آن برگردم. ،،،

راوی : بله دوستان بعد از رفتن شاه از ایران ، طولی نکشید که انقلاب اسلامی به رهبری آن پیر مجاهد ، یعنی امام خمینی به پیروزی رسید و شاه دیگر نتوانست به کشور خود باز گردد. پس خون مردمی که بر علیه ظلم قیام کردند ، بی نتیجه نماند ، و آخرین پیروزی ، همیشه برای حق است.

پاسخ دهید

نظر خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید