این روزها خیلی از والدین فکر می کنند پدر و مادر خوب بودن به معنی به آب و آتش زدن برای آن است که آب در دل فرزندشان تکان نخورد و تا لب تر کرد، خواسته های او را برآورده کنند. همه ما دوست داریم خواسته های فرزندمان را تا حد توان برآورده کنیم. اما اگر به شما بگوییم باید هر از گاهی به خواسته فرزندتان نه بگویی چه خواهید گفت؟ حقیقت این است که توجه زیاد به خواسته های کودک اولین دلیل لوس شدن بچه ها است.

اما این لوس بودن کودک به همین جا ختم نمی شود و روی کیفیت زندگی فرزندتان در سال‌های بعد، حتی بزرگسالی او هم سایه می اندازد. به این ترتیب فرزند شما در آینده تبدیل به یک جوان متوقع، همسر ناراضی و والد زورگو می شود که انتظار دارد همه دنیا در خدمت او باشند. با این کارها فرزندتان را لوس و ننر بار می آورید!

چگونه یک بچه لوس می‌شود؟ وقتی بچه‌ای احساس کند که بیش از حد مورد توجه و محبت پدر و مادرش قرار گرفته است و آنها همیشه مطابق میل او رفتار می‌کنند، طبیعی است که دایره خواسته‌هایش به طور پیوسته بیشتر و بیشتر شود.

او می‌خواهد و دستور می‌دهد، پدر و مادر هم بدون کوچک‌ترین مخالفتی انجام می‌دهند که مبادا کودک دلبندشان ناراحت شود. چنین بچه‌ای زمانی که بزرگ و وارد اجتماع می‌شود از همه مردم توقع دارد که مثل پدر و مادرش او را دوست بدارند و مطابق امیال و خواسته‌هایش رفتار کنند، اما مردم نه از آدم لوس خوششان می‌آید نه به خواسته‌هایش اهمیت می‌دهند. به این ترتیب فرزند عزیز شما از اجتماع و مردم دلسرد شده و احساس حقارت و شکست می‌کند. بنابراین گوشه‌گیر، کم‌حرف و منزوی می‌شود. آنها معمولا در زندگی زناشویی هم دچار مشکل می‌شوند؛ زیرا زمانی که پسر یا دختر لوس و نازپرورده ازدواج می‌کند، از همسرش توقع دارد که مطابق میل و خواسته‌های او رفتار کند، اگر هر یک از آنها نخواهد مطابق میل دیگری رفتار کند، در این صورت اختلافات داخلی، دعوا و جر و بحث شروع می‌شود.

با این کارها فرزندتان را لوس و ننر بار می آورید!
با این کارها فرزندتان را لوس و ننر بار می آورید!

کودکان لوس معمولا خودخواه و از خود راضی می‌شوند. آنها خودشان را بالاتر از آنچه هستند تصور می‌کنند و معایب خود را نمی‌بینند. همیشه از دیگران توقع دارند از رفتار و کردارشان تعریف و تمجید کنند. به این ترتیب، آنها بیشتر از افراد چاپلوس که مدام از آنها تعریف می‌کنند خوششان می‌آید و افراد واقع بین را دوست ندارند. معمولا نمی‌توانند محبت و علاقه دیگران را به خودشان جلب کنند و بیشتر اوقات تنها هستند.این کودکان اغلب روحی ضعیف و روانی زود رنج و حساس دارند. همیشه به دیگران متکی هستند و اعتماد‌به‌نفس بسیار پایینی دارند. در برابر مشکلات زندگی خیلی زود عقب‌نشینی می‌کنند، به جای این که مشکلاتشان را حل و فصل کنند، توقع دارند دیگران کمک‌شان کنند.

بچه‌هایی که بیش از حد مورد ناز و نوازش والدین‌شان قرار می‌گیرند، کم‌کم و به تدریج بر پدر و مادر خویش تسلط پیدا می‌کنند. در نتیجه وقتی به سن نوجوانی و جوانی رسیدند، آن وقت از والدینشان توقعات بیشتری خواهند داشت. اگر هم پدر و مادر در برابر خواسته‌هایشان مقاومت و ایستادگی کنند آنقدر قهر و جر و بحث می‌کنند تا بالاخره آنها راضی شوند. متاسفانه برخی پدر و مادرها عیوب فرزندشان را نمی‌بینند یا نادیده می‌گیرند و در صدد اصلاح آن برنمی‌آیند و برای خوشحال کردن او از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. آنها باید بدانند، این بزرگ‌ترین خیانت در حق فرزند دلبندشان است؛ چراکه او همیشه کودک باقی نمی‌ماند بلکه بزرگ می‌شود و باید در اجتماع و میان مردم زندگی کند. این نکته مهم است که کودک باید بداند واقعا محبوب پدر و مادر است و در مواقع لزوم به کمکش می‌آیند، اما از طرف دیگر هم باید بداند، اگر اشتباهی از او سر بزند مورد مواخذه والدینش قرار خواهد گرفت. مادران، متهمان اصلی لوس شدن بچه‌ ها اگر می‌خواهید فرزندان خود را به خوبی تربیت کنید، باید بین ۵ تا ۱۰ کتاب در زمینه تربیت کودک مطالعه کرده باشید.

بعد از آن آشنایی با فضای اینترنت است؛ چرا که بچه‌ها در این فضا آموزه‌های متفاوتی پیدا کرده، زیرک‌تر و باهوش‌تر از قبل شده‌اند. مقصر اصلی لوس شدن بچه‌ها، والدین و بخصوص مادران هستند. در اطراف خود بسیار مادرانی می‌بینیم که خودشان را وقف بچه‌هایشان می‌کنند یا آنچنان به تغذیه و موادغذایی او می‌رسند که بچه از ریخت و تناسب می‌افتد یا آنچنان به حرف و خواسته‌های او بها می‌دهند که بچه تشخیص نمی‌دهد باید چه رفتاری از خود بروز دهد.

بچه‌ای که در خانواده‌ای با این تفکر رشد پیدا می‌کند، وقتی وارد اجتماع می‌شود، دچار مشکل می‌شود. او که با این رفتار، با واکنش تند همسالان و معلمانش رو به رو می‌شود، در جامعه سرخورده می‌شود. علاوه بر آن اگر وضع مالی پدر و مادر خوب باشد، مشکلات آن کودک نیز بیشتر است؛ زیرا دیگر فرزند دلیلی برای درس خواندن و تلاش نمی‌بیند و متکی به ثروت پدر و مادر است. همه‌ چیز به‌ موقع‌ و در زمان‌ خود انجام‌ شود چنانچه‌ کودکان‌ از قوانین‌ خانواده‌ پیروی‌ نکنند و حتی‌ خلاف‌ آن‌ عمل‌ کنند، برای‌ مثال‌ در جمع‌ فامیل‌ رفتاری‌ از آن‌ها سر بزند که‌ مطابق‌ با موازین‌ تربیتی‌ نباشد، آیا لازم‌ است‌ که‌ مثلاً در جمع‌ مورد تنبیه‌ یا سرزنش‌ قرار گیرند؟

با این کارها فرزندتان را لوس و ننر بار می آورید!
با این کارها فرزندتان را لوس و ننر بار می آورید!

مسلماً نه؛ یادآوری‌ نکات‌ تربیتی‌ و قوانین‌ موردنظر به‌ کودک‌ باید در منزل‌ و به‌ طور خصوصی‌ صورت‌ گیرد. کودکان‌ برای‌ قضاوت‌ دیگران‌ راجع‌ به‌ خودشان‌ اهمیت‌ فراوانی‌ قائلند و چنانچه‌ در حضور دیگران‌ مورد توبیخ‌ قرار گیرند رنجیده‌ خاطر می‌‌شوند و در پاره‌ای‌ موارد رفتارهای‌ تلافی‌‌جویانه‌ از آن‌ها سر خواهد زد. چنانچه‌ حریم‌ خانواده‌ امنیت‌ و اطمینان‌ لازم‌ را برای‌ کودک‌ فراهم‌ کند، او به‌ راحتی‌ می‌‌تواند اشتباهات‌ خود را بپذیرد و هر موردی‌ را که‌ به‌ او تذکر داده‌ شود، تغییر دهد. می‌‌توانیم‌ به‌ جای‌ ناامیدکردن‌ مکرر و پی‌‌در‌پی‌ کودکان، آن‌ها را به‌ داشتن‌ رفتارها و اندیشه‌‌های‌ خوب‌ و مثبت‌ تشویق‌ کنیم. به‌ علاوه، لازم‌ است‌ از شتابزدگی‌ بپرهیزیم. در واقع‌ باید به‌ مراحل رشد کودک دقت‌ داشته‌ باشیم و به‌ این‌ نکته‌ مهم‌ توجه‌ کنیم‌ که‌ آیا کودک‌ برای‌ انتظاری‌ که‌ از او داریم‌ آمادگی‌ لازم‌ را دارد؛ یا خواسته‌ و انتظار ما بالاتر از سن‌ و توان‌ اوست؟

رفتارهای‌ کودکان‌ و همین‌طور یادگیری‌ بسیاری‌ از رفتارها به‌ رشد سیستم‌ عصبی‌ – مرکزی‌ مربوط‌ می‌شود. بلوغ سیستم‌ عصبی‌- مرکزی‌ باید انجام‌ شود تا کودکی‌ قادر باشد صحبت‌ کند، حرکت‌ کند، راه‌ برود، معنای‌ بسیاری‌ از مطالب‌ را درک‌ کند و خود قادر به‌ انجام‌ عمل‌ باشد. پس‌ انتظار پیش‌ از موقع‌ و در واقع‌ انتظارات‌ زودهنگام از کودکان‌ باعث‌ فشارها و استرس‌های‌ روحی‌ برای‌ آنان‌ می‌شود و چنانچه‌ کودکان‌ نیز با کلام‌ و زبان‌ خود، والدین‌ را از این‌ وضعیت‌ آگاه‌ نکنند، این‌ فشارها به‌ گونه‌ای‌ دیگر خود را نشان‌ می‌‌دهند. مثلاً ممکن‌ است‌ به‌ صورت‌ علایم‌ و نشانه‌های‌ جسمانی‌ یا حرکت‌ها و پرش‌هایی‌ که‌ به‌ تیک عصبی‌ شناخته‌ می‌شوند ظاهر شوند. والدین‌ محبت‌‌کنندهِ افراطی‌ که‌ معیارهای‌ تربیتی‌ و روش‌های‌ یادگیری‌ را در نظر نمی‌گیرند و صرفاً با محبت‌های‌ بی‌حد‌و‌حساب‌ مانع‌ اجتماعی ‌شدن‌ رفتارهای‌ کودکان‌ می‌شوند. چنین‌ کودکانی‌ معنای‌ صبر و تحمل‌ را در زندگی‌ نمی‌آموزند و انسان‌هایی‌ عجول‌ و شخصیت‌هایی‌ متزلزل‌ بار خواهند آمد. اهمیت‌ و ضرورت‌ دانستن‌ مطالب‌ و نکات‌ مطرح‌ در مورد رشد کودکان‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ والدین‌ این‌ شناخت‌ را می‌دهد که‌ به‌ انتظارات‌ خود نگاه‌ مجددی‌ داشته‌ باشند تا چنانچه‌ انتظارات‌ و خواسته‌‌های‌ آن‌ها بیش‌ از حد توان‌ فرزندان‌ است‌ یا برعکس، خواسته‌هایشان‌ بسیار کمتر از توانمندی‌ کودکان‌ است، رفتارهای‌ خود را اصلاح‌ کنند.

فرصت‌هایی‌ که‌ به‌ کودکان‌ داده‌ می‌‌‌شود تا در جمع‌ همسالان‌ خود قرار بگیرند باعث‌ می‌‌شود که‌ ضمن‌ بازی، با هم‌ ارتباط‌ برقرار کنند و بسیاری‌ رفتارهای‌ اجتماعی‌ را از یکدیگر بیاموزند. همکاری، تعاون، اشتراک‌ و نظایر آن‌ از مفاهیمی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ با قرار دادن‌ کودکان‌ در گروه‌ همسن‌ به‌ آن‌ها آموخت. رفتارهایی‌ که‌ از کودکان‌ سر می‌‌زند و در واقع‌ سبک‌ زندگی‌ آنان‌ را نشان‌ می‌‌دهد، آموختنی‌ و اکتسابی‌ است. بنابراین‌ آنچه‌ در مورد شخصیت، عادات، تجربیات‌ و یادگیری‌ کودکان‌ مشاهده‌ می‌کنیم، همه‌ نشأت ‌گرفته‌ و تأثیرپذیر از محیط‌ زندگیشان‌ است. روش‌هایی‌ که‌ والدین‌ در قبال‌ فرزندان‌ اعمال‌ می‌کنند، از جمله‌ روش‌های‌ تشویقی‌ و تنبیهی، قوانین‌ و مقررات‌ در خانواده، نحوه‌ اجرای‌ قوانین‌ خانواده، انعطاف‌ داشتن، سختگیر، قاطع‌ و یا تسلیم‌ شونده‌ بودن‌ در ساخت‌ فکری‌ کودکان‌ و رفتارهای‌ آنان‌ بسیار مؤثر است.