یکی از شکایت های متعدد مادران این است که می گویند: “رفتار شوهرم بعد از تولد کودکم کاملا تغییر کرده است “ بیایید دلیل یک مادر را بررسی کنیم. ناراحتی او منطقی است. هنگام ۹ ماه حاملگی و تولد نوزاد هم به لحاظ احساسی و هم فیزیکی شرایط سختی را تحمل کرده است. هورمون های بدنش در سطوح مختلفی هستند و او یاد گرفته نگاه متفاوت تری به چیزهای اطرافش داشته باشد، و هر چیزی را مرحله به مرحله یاد گرفته است. در همچین زمانی تنها شخص حمایت کننده همسرش است. او توقع دارد شوهرش طرف او باشد و ضروری ترین کمک ها را فراهم کند. رفتار شوهرم بعد از تولد فرزندمان تغییر کرد بیشتر بخوانید … پدران هنگام زایمان چگونه باید رفتار کنند؟ گاهی وقت ها لازم است شوهر در کارهای منزل به همسرش کمک کند. ممکن است حتی پوشک بچه را عوض کند، یا از کارش بزند تا زمان بیشتری در خانه باشد. خب مسلما در بین این همه درگیری ممکن است کمی خانم خانه را فراموش کند. اما مادر که در اوج احساسات است شروع به آنالیز رفتار های همسرش با منطق خودش می کند. در این فرآیند ممکن است مادر هم همسرش را که همیشه در کنار اوست کمی فراموش کند. افکار او به گذشته برمی گردد وقتی که همه چیز رمانتیک و جدید بود. وقتی که شام با شمع های کم نور و صبحانه با عطر گل های شیرین در رختخواب سرو می شد. او در زمانی که خداحافظی کردن (حتی برای چند ساعت) دردناک بود غرق می شود و عصرهایی که با زمزمه های عاشقانه در گوش یکدیگر سپری می شد. آن وقت شروع به مقایسه ی آن روزها و اکنون می کند. همه چیز با تولد نوزاد تغییر کرده است. نهار و شام به وعده های خیلی کوتاه تبدیل شده است. صبح ها و شب ها به بحث در مورد کار و بچه ها می گذرد. عصرها به تکالیف بچه ها پرداخته می شود. گاهی وقت ها بچه ها با پدر مادرشان می خوابند (یک یا دو عروسک بین خود و والدین قرار می دهند و نمی توانند حتی بخوابند) و تخت خواب بسیار شلوغ پلوغ می شود طوری که جایی برای خوابیدن نیست. رفتار شوهرم بعد از تولد فرزندمان تغییر کرد بیشتر بخوانید … پدران چگونه قهرمان اعضای خانواده خود می شوند؟ چیزی که زن ها یا حتی افراد دیگر نمی توانند آن را بپذیرند این است که مردان هم ۹ ماه سخت می گذرانند. او احتمالا ساعت های سختی را در بیرون اتاق زایمان تجربه می کند جایی که عشق زندگی اش می خواهد عشق جدیدش را به دنیا بیاورد. اگر چه تغییری در بدن او ایجاد نشده است اما ذهنش تغییر کرده است. همانند همسرش او هم یکی از والدین است. کمی زمان می برد تا مادر این را درک کند اما زمانی که این اتفاق شیرین بیفتد باعث آرامش او می شود. اکنون او وقایع را با یک دید بهتر می بیند. او می بیند که همسرش تبدیل به پدری جدید و فوق العاده شده است. او پدر شده و پدر خوبی است. این رویایی است که هر دوی آن ها باهم آن را تصور کرده بودند و اکنون خانواده ی کاملی شده اند. روزهای آن ها با خنده های فرزندانشان و برنامه ریزی برای آینده شان پر شده است. هنوز هم همسرش همان تکیه گاه محکم در زندگی اش است همان کسی که تمام مسئولیت های زندگی را به طور شگفت انگیزی با او سهیم شده است. همانند زن، مرد هم وقت کمی برای شریک زندگی و خودش دارد، اما هر چیزی که دارد همان خوشی کامل است. اکنون هر لحظه که از زندگی آن ها می گذرد شگفت انگیز است و این فکر که کنار همسرش در حال پیر شدن هستند نیز هیجان انگیز می شود. رفتار شوهرم بعد از تولد فرزندمان تغییر کرد در واقع از زمانی که بچه به زندگی شان آمده زن همسرش را فراموش می کند به همان طریقی که خودش را فراموش کرده است و این قابل درک است. با این حال وقتی به همسرش نگاه می کند او یک همسر مسئولیت پذیر و پدر فداکار می بیند. وقتی خودش را در آینه می بیند تغییرات خوبی در خود حس می کند. قرارها و شام های عاشقانه برای او نوستالژی است. اما زندگی اکنون او با خنده های فرزندان و عشق بی پایان به همسرش پر می شود. البته که همسرش بعد از تولد بچه تغییر کرده است. به هر حال او پدر شده است. آدمی که از شخصیت قبلش هم بهتر شده… تجربیات خود را در رابطه با این موضوع با ما به اشتراک بگذارید… بیشتر بخوانید … آنچه پدران آینده باید بدانند